10 فوریه 2020
فوریه 10, 2020

آشنایی با بارش شهابی

0 دیدگاه

آشنایی با بارش شهابی

نخستین طوفان بزرگ شهاب سنگی در دوره مدرن لئونیدان نوامبر 1833 بود.
بارش شهاب سنگ یک واقعه آسمانی است که در آن تعدادی از شهاب سنگ مشاهده می شود که از یک نقطه در آسمان شب تابش یا منشا می شوند. این شهاب سنگ ها در اثر جریان بقایای کیهانی به نام شهاب سنگ ها که با سرعت بسیار زیاد در مسیرهای موازی وارد جو زمین می شوند ایجاد می شوند.

بیشتر شهاب سنگها از یک دانه ماسه کوچکتر هستند، بنابراین تقریباً همه آنها از هم گسیخته و هرگز به سطح زمین اصابت نمی کنند. بارش شهاب سنگین یا غیرمعمول به عنوان طغیان شهاب و طوفان شهاب سنگ شناخته می شود، که حداقل 1000 شهاب در ساعت تولید می کنند که مهمترین آنها از لئونیدها است.

مرکز داده شهاب بیش از 900 هواگرد مشکوک را نشان می دهد که حدود 100 مورد از آنها به خوبی تثبیت شده است. سازمان های مختلفی به مشاهده فرصت ها در اینترنت اشاره می کنند.

بارش شهابی,بارش شهابی چیست
نخستین طوفان بزرگ شهاب سنگی در دوره مدرن لئونیدان نوامبر 1833 بود

تحولات تاریخی

نخستین طوفان بزرگ شهاب سنگی در دوره مدرن لئونیدان نوامبر 1833 بود. یک تخمین تخمین زده شده اوج قله بیش از صد هزار شهاب در ساعت است اما دیگری که با طوفان کاهش یافته بود، بیش از دویست هزار تخمین زده می شود. شهاب سنگ ها در طی 9 ساعت طوفان، در کل منطقه آمریکای شمالی شرق کوه های راکی. دنیسون اولمستد آمریکایی (1891 – 1791) واقعه را دقیق ترین توضیح داد.

وی پس از گذراندن هفته های آخر سال 1833 در جمع آوری اطلاعات، او یافته های خود را در ژانویه 1834 به ژورنال علوم و هنر آمریکا ارائه داد، که در ژانویه-آوریل 1834، و ژانویه 1836 منتشر شد. وی خاطرنشان کرد: بارش کوتاه است. مدت زمان و در اروپا دیده نمی شد، و این که شهاب سنگ ها از نقطه ای در صورت فلکی لئو تابش می کردند و او گمان می کرد که شهاب سنگ ها از ابر ذرات موجود در فضا سرچشمه گرفته اند. کار ادامه یافت، اما هنوز درک ماهیت سالانه بارش، هر چند وقوع طوفان ها محققان را متعجب کرده بود.

ماهیت واقعی شهاب سنگ ها هنوز در قرن نوزدهم مورد بحث قرار گرفت. شهاب سنگ ها توسط بسیاری از دانشمندان (الكساندر فون هومبولت ، آدولف قوتلت ، جولیوس اشمیت) به عنوان یك پدیده جوی تصور می شدند تا اینكه اخترشناس ایتالیایی جیووانی شیاپارلی در رابطه با رابطه خود بین شهاب سنگ ها و ستاره های دنباله دار را اثبات كرد.) در دهه 1890 ، ستاره شناس ایرلندی جورج جانستون استونی (1919-1826) و اخترشناس انگلیسی بریتانیا آرتور متیو وودد داونینگ (1950-1850) اولین کسانی بودند که سعی در محاسبه موقعیت گرد و غبار در مدار زمین داشتند.

آنها پیش از بازگشت پیش بینی شده بارش لئونید در سال 1898 و 1899 ، گرد و غبارهای بیرون زده در 1866 توسط ستاره دنباله دار 55P / Tempel-Tuttle را مورد مطالعه قرار دادند. طوفان های شهاب پیش بینی شده بود، اما محاسبات نهایی نشان می دهد که بیشتر گرد و غبارها در مدار زمین قرار دارند.

همان نتایج به طور مستقل توسط آدولف بربريچ از مؤسسه Königliches Astronomisches Rechen (مؤسسه محاسبات سلطنتی نجوم) در برلین ، آلمان بدست آمد. اگرچه عدم وجود طوفان های شهاب سنگ در آن فصل محاسبات را تأیید می کرد ، اما برای دستیابی به پیش بینی های معتبر، پیشرفت ابزارهای محاسبات بسیار بهتری لازم بود.

در سال 1981 ، دونالد كی یومانز از آزمایشگاه پیشرانه جت تاریخچه بارش شهابی برای لئونیدها و تاریخ مدار پویای دنباله دار تمپل-تاتل را بررسی كرد. نمودار از آن اقتباسی شد و دوباره در آسمان و تلسکوپ منتشر شد.

این موقعیت های نسبی زمین و تمپل-تاتل را نشان می داد و نشانگر مکان هایی است که زمین با گرد و غبار متراکم روبرو می شود. این نشان داد که شهاب سنگها عمدتا در پشت و خارج از مسیر دنباله دار هستند، اما مسیرهای زمین از طریق ابر ذرات حاصل از طوفان های قدرتمند بسیار نزدیک به مسیرهای تقریباً هیچ فعالیتی بودند.

در سال 1985 ، ED Kondrat’eva و EA Reznikov از دانشگاه ایالتی کازان برای اولین بار سال هایی را که رها گرد و غبار منتشر شد، مسئولیت چندین طوفان شهابی لئونید گذشته اعلام کردند. در سال 1995، پیتر جنیسکنس انفجار Alpha Monocerotids در 1995 را از مسیرهای گرد و غبار پیش بینی کرد.

در انتظار طوفان لئونید در سال 1999، رابرت ا. مک نئو، دیوید اشر، و اسکو لیتینن فنلاند اولین کسانی بودند که این روش را در غرب به کار بردند. در سال 2006 Jenniskens پیش بینی هایی را برای برخوردهای بعدی در مورد گرد و غبار منتشر کرد که 50 سال آینده را پوشش می دهد.

جرمی Vaubaillon همچنان پیش بینی پیش بینی های خود را بر اساس مشاهدات هر ساله برای انستیتو د مكانیك سلست و دكلكول د Éphémérides (IMCCE) انجام می دهد.