چالشهای کودکان بیش فعال را چگونه مدیریت کنیم؟
وقتی خانه شبیه به میدان جنگ میشود!
اگر شما هم جزو والدینی هستید که گاهی از شدت خستگی دلتان میخواهد فریاد بزنید و تسلیم شوید، بدانید که تنها نیستید. نقش پدر و مادر بودن روزبهروز پیچیدهتر میشود؛ از هماهنگکردن برنامههای مدرسه گرفته تا حضور در جلسات مجازی اولیا و مربیان و آمادهکردن بیشمار وعده غذایی برای بچهها.
بسیاری از والدین تجربهای مشترک دارند؛ همین که چند دقیقه کودک را تنها میگذارند، برمیگردند و میبینند اتاق نشیمن به یک منطقه فاجعهزده تبدیل شده است. یا شاید ورزش روزانهشان همان لحظهای است که باید کودک ششسالهشان را از روی کانتر آشپزخانه در حال جستوجوی خوراکی پایین بیاورند.
نکته جالب این است که این رفتارها، هرچند ممکن است در دوران قرنطینه و همهگیری کرونا پررنگتر به چشم آمده باشند، اما در واقع ریشهای بسیار عمیقتر و طبیعیتر دارند. کودکان همیشه انرژی زیادی برای تخلیه داشتهاند و وقتی تعامل اجتماعی حضوری آنها محدود میشود یا زمان زیادی را در خانه و پای صفحهنمایش میگذرانند، این پرانرژیبودن بیشتر خودش را نشان میدهد.
راشل اسلیک، درمانگر سلامت رفتاری در سیستم درمانی یوسیهلث، تاکید میکند که مهم است این رفتارها را در کودکان عادیسازی کنیم؛ به این معنا که این رفتارها بسیار رایج هستند، بهویژه وقتی کودک مدت طولانی در خانه و در تعامل با صفحهنمایشها میگذراند. او تصریح میکند که این موضوع لزوماً به معنای وجود یک اختلال رفتاری یا نیاز به مداخله دارویی نیست.
پس سوال اصلی اینجاست؛ از کجا باید بفهمیم که فعالیت زیاد کودک، طبیعی است یا نشانهای است که باید جدیتر به آن نگاه کنیم؟ در ادامه این مقاله، به این پرسش و راهکارهای عملی برای مدیریت روزمره این چالش پاسخ میدهیم.
راهکارهای مدیریت رفتاری که واقعاً جواب میدهند
حالا به بخشی میرسیم که احتمالاً بیشترین کاربرد عملی را برای زندگی روزمره شما دارد. چه کودک شما تشخیص رسمی داشته باشد و چه نداشته باشد، راهکارهای مدیریت رفتاری سادهای وجود دارند که میتوانند نظم بیشتری به خانه بیاورند و به کاهش بیتوجهی و بیشفعالی کمک کنند.
ایجاد یک برنامه ثابت روزانه
تمام انسانها، فارغ از سن یا تشخیص، از داشتن یک روتین ثابت بهره میبرند. ساعت خواب، ساعت بیداری و زمانهای غذاخوردن ثابت، همراه با برنامهای که تا حدی از روزی به روز دیگر قابلپیشبینی باشد، به کودک کمک زیادی میکند. برای مثال کتاب خواندن قبل از خواب میتواند به شما کمک کند. شما میتوانید انواع کتاب کودک را از سایت انتشارات نردبان خریداری کنید.
تعیین فضایی مشخص برای انجام تکالیف
با اختصاصدادن یک مکان ثابت برای انجام تکالیف مدرسه، در ذهن کودک ارتباطی میان آن فضا و حالت تمرکز شکل میگیرد.
برنامهریزی زمان مشخص برای حرکت و فعالیت بدنی
این کار به کودک راهی برای تخلیه انرژی و بیشفعالیاش میدهد. تجربه نشان داده کودکانی که هر روز زمان معینی برای دویدن، بازی فیزیکی یا ورزش دارند، در ساعات آرام بعدی تمرکز بهتری از خود نشان میدهند.
استفاده از تحسین دقیق و مشخص
وقتی رفتار مثبتی از کودک میبینید، آن را با جزئیات تحسین کنید. برای مثال، بهجای گفتن «آفرین»، بگویید «خیلی خوشم اومد که بعد از شام بشقابت رو از روی میز جمع کردی». این نوع تحسین دقیق، احتمال تکرار آن رفتار مثبت را افزایش میدهد.
در نظرگرفتن سیستم پاداش نمادین
برای مثال، کودک به ازای هر تکلیف مدرسهای که بهموقع تمام میکند، یک برچسب دریافت میکند و پس از جمعآوری ده برچسب، والدین به او سی دقیقه زمان اضافه بازی با تبلت میدهند.
توافق از پیش درباره رفتارهای قابلقبول و غیرقابلقبول
تعیین این مرزها همراه با خود کودک، پیش از وقوع موقعیت، به والدین کمک میکند رفتار ثابتی داشته باشند. تنبیهکردن یک رفتار در یک روز و نادیدهگرفتن همان رفتار در روز بعد، برای کودک بسیار گیجکننده است.
دادن هشدار پیش از تغییر فعالیت
کودکانی که با بیتوجهی یا بیشفعالی دستوپنجه نرم میکنند، اغلب در انتقال از یک فعالیت به فعالیت دیگر مشکل دارند. با اعلام هشدارهای زمانی مثل «ده دقیقه دیگه میریم سراغ ریاضی»، «پنج دقیقه دیگه»، «دو دقیقه و نیم دیگه»، این انتقال برای کودک آسانتر میشود.
تقسیم وظایف بزرگ به مراحل کوچکتر و قابلمدیریت
جملهای مثل «برای مدرسه آماده شو» یک دستور کلی و مبهم است. بهتر است همراه با کودک، این وظیفه بزرگ را به قدمهای کوچکتر تقسیم کنید؛ مسواکزدن، لباسپوشیدن، آمادهکردن کولهپشتی و مانند آن. میتوانید یک چکلیست مشترک بسازید و آن را جایی نصب کنید که کودک بهطور مرتب ببیندش، مثلاً روی آینه حمام یا روی یخچال.
استفاده از تایمر برای مدیریت زمان تمرکز
برای کودک تایمری بین پنج تا پانزده دقیقه، بسته به سن او، تنظیم کنید تا روی یک کار تمرکز کند و پس از آن، یک استراحت پنجدقیقهای زمانبندیشده داشته باشد. در این استراحت، بهتر است از فعالیتهای حرکتی استفاده شود، چون حرکت به مدیریت بیشفعالی کمک میکند، و بهتر است در این بازه از صفحهنمایش دوری شود.
آیا بیشفعالی یک ویژگی طبیعی در کودکان است
پاسخ خانم اسلیک به این سوال روشن است؛ بله، سطحی از بیشفعالی در کودکان کاملاً طبیعی و مطابق با روند رشد آنهاست.
این نکته میتواند برای بسیاری از والدین آرامشبخش باشد. کودکان بهطور طبیعی پرانرژی هستند و بخش بزرگی از یادگیری آنها درباره کنترل تکانهها و نشستن آرام، از طریق تجربه و رشد تدریجی مغز اتفاق میافتد، نه از طریق یک تصمیم آنی. مغز کودک، بهخصوص بخشهای مربوط به کنترل تکانه و تنظیم توجه، تا سالهای نوجوانی همچنان در حال رشد و تکامل است.
چه زمانی باید نگران شویم
سوال اصلی برای بسیاری از والدین این است؛ کجا باید مرز بین طبیعیبودن و نیاز به توجه جدیتر را ترسیم کنیم؟
به گفته خانم اسلیک، برخی کودکان در مقایسه با همسنوسالهای خود، فعالیت بیشتری از خود نشان میدهند. زمان اقدام، وقتی است که رفتارهای پرانرژی کودک با تکالیف مدرسه یا دوستیابی او تداخل ایجاد کند. این تداخل ممکن است به شکل تنبیه مکرر در مدرسه، دشواری در برقراری ارتباط با سایر کودکان، مشکل در تکمیل تکالیف و وظایف، یا حتی قربانیشدن کودک در مدرسه به دلیل قلدری، خودش را نشان دهد.
سایر نشانههای کودک بیشفعال عبارتاند از:
- تکاندادن مداوم دستها یا پاها
- وولخوردن روی صندلی
- بلندشدن از جای خود در موقعیتهایی که انتظار میرود بیحرکت بنشیند
- دویدن یا بالارفتن در موقعیتهای نامناسب
- ناتوانی در بازی یا مشارکت آرام در فعالیتهای تفریحی
- بهنظر رسیدن اینکه انگار موتوری او را به حرکت وامیدارد
- صحبتکردن بیش از حد
- گفتن پاسخ پیش از تمامشدن سوال
- دشواری در صبرکردن برای نوبت خود
- قطعکردن صحبت دیگران یا مداخله در کار آنها
خانم اسلیک تاکید میکند نکته مهمی که والدین و مراقبان باید در نظر داشته باشند این است که این ویژگیها در مسیر رشد کودک و در حال یادگیری هنجارهای اجتماعی، کاملاً رایج هستند. این رفتارها تنها زمانی از نظر بالینی «قابلتوجه» به شمار میروند که در عملکرد کودک در مدرسه یا خانه اختلال جدی ایجاد کنند.
آیا میشود نقص توجه بدون بیشفعالی داشت
بله، این حالت هم وجود دارد و به آن ADD یا اختلال نقص توجه بدون بیشفعالی گفته میشود. درست مانند ADHD، این اختلال زمانی قابلتشخیص است که شش مورد یا بیشتر از علائم آن، حداقل به مدت شش ماه تداوم داشته باشند و در عملکرد کودک اختلال ایجاد کنند. این علائم شامل موارد زیر میشود؛ کمدقتی در جزئیات یا اشتباهات ناشی از بیتوجهی در تکالیف مدرسه یا سایر فعالیتها، دشواری در حفظ تمرکز روی تکالیف یا بازی، بهنظررسیدن عدمگوشدادن هنگام صحبت مستقیم، عدمپیگیری دستورالعملها و ناتمامگذاشتن تکالیف، دشواری در سازماندهی کارها و فعالیتها، اجتناب یا بیمیلی نسبت به کارهایی که نیاز به تلاش ذهنی مداوم دارند، گمکردن وسایل موردنیاز، حواسپرتی آسان با صدا یا فعالیت اطراف، و فراموشکاری در کارهای روزمره.
چه کسی میتواند این اختلالات را تشخیص دهد
ارائهدهندگان خدمات پزشکی و متخصصان سلامت روان میتوانند وضعیت کودک را ارزیابی و تشخیص ADHD یا ADD را ثبت کنند. برخلاف تصور رایج، این تشخیص به سادگی یک آزمایش خون یا تست ساده نیست؛ بلکه نیازمند ارزیابی رفتار کودک در موقعیتهای مختلف است و ماهیتی نسبتاً ذهنی و تفسیری دارد. مشاهدات غیررسمی خانواده و مدرسه هم به روشنشدن علائم و رسیدن به یک تشخیص قطعیتر کمک میکنند.
به گفته خانم اسلیک، والدین و مراقبان معمولاً خودشان این رفتارها و تاثیر آنها بر عملکرد کلی کودک را متوجه میشوند. اگر احساس میکنید این رفتارها در موفقیت تحصیلی یا اجتماعی کودک اختلال ایجاد میکنند، شاید وقت آن رسیده باشد که نگرانیهای خود را با یک متخصص در میان بگذارید.
تفاوت بیشفعالی با اختلال بیشفعالی و نقص توجه چیست
اینجاست که باید بین دو مفهوم مهم تمایز قائل شویم. ADHD مخفف اختلال نقص توجه و بیشفعالی است و ADD به اختلال نقص توجه بدون بیشفعالی اشاره دارد. به گفته خانم اسلیک، صرفاً «بیشفعالبودن» به معنای داشتن تشخیص قطعی ADHD نیست.
تشخیص ADHD زمانی مطرح میشود که علائم، عملکرد کودک را در بیش از یک حوزه از زندگی مختل کنند؛ حوزههایی مانند درک و برقراری ارتباط، عملکرد اجتماعی و بینفردی، عملکرد تحصیلی یا شغلی، و مشارکت در فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی.
نکتهای که اهمیت زیادی دارد این است که اکثر افراد در طول زندگی خود، در برخی برههها بیشفعالی را تجربه میکنند، بدون اینکه این موضوع در عملکرد روزمرهشان اختلالی ایجاد کند. علاوه بر بیشفعالی، تشخیص این اختلالات نیازمند وجود مولفههای نقص توجه هم هست؛ نشانههایی مانند دشواری در تمرکز کافی برای تکمیل تکالیف یا بازیها، مشکل در گوشدادن هنگام صحبت مستقیم با کودک، دشواری در پیروی از دستورالعملها، ناتمامگذاشتن تکالیف مدرسه یا وظایف خانه، مشکل در سازماندهی کارها، تعویقانداختن وظایفی که نیاز به تمرکز دارند، گمکردن وسایل موردنیاز برای انجام کارها، حواسپرتی و فراموشکاری در فعالیتهای روزمره.
تکنیک زمینگیرشدن با پنج حس، ابزاری برای بازگشت به تمرکز
برای اینکه کودک بتواند پس از پایان استراحت پنجدقیقهای، دوباره تمرکزش را بازیابد، میتوان از یک تمرین زمینگیرکننده ساده استفاده کرد. در این تمرین از کودک خواسته میشود موارد زیر را نام ببرد؛ پنج چیزی که میبیند، چهار چیزی که میشنود، سه چیزی که لمس میکند مانند بافت اشیای اطراف، یک پتو، لوسیون یا لباسش، دو چیزی که بو میکند، و یک چیزی که مزهاش را حس میکند.
اگر این راهکار و تمرین زمینگیری بهطور مستمر و پیوسته اجرا شود، کودک بهمرور این تمرین را با «زمان تمرکز» مرتبط میکند و بازگشت به انجام وظایف پیش رو برایش آسانتر خواهد شد. این نوع تمرینهای حسی، در واقع نوعی پل ارتباطی میان بدن و ذهن کودک ایجاد میکنند و کمک میکنند سیستم عصبی او از حالت تحریکشده و پرانرژی، به حالت آرام و متمرکز بازگردد.
صبر و ساختار، دو کلید اصلی
مدیریت رفتار کودکان پرانرژی، نیازی به راهحلهای پیچیده یا دارویی ندارد. در اغلب موارد، ترکیبی از روتین ثابت، تحسین هدفمند، تقسیم وظایف به گامهای کوچک، هشدارهای زمانی برای انتقال بین فعالیتها و تمرینهای زمینگیری حسی، میتواند تفاوت چشمگیری در آرامش خانه ایجاد کند.
نکته کلیدی این است که بیشفعالی، بهخودیخود، همیشه نشانه یک مشکل نیست. بسیاری از کودکان بهطور طبیعی پرانرژی هستند و این بخشی طبیعی از رشد آنهاست. اما وقتی این رفتارها بهطور مشخص در عملکرد تحصیلی، اجتماعی یا خانوادگی کودک اختلال ایجاد کنند، آنجاست که مشورت با یک متخصص سلامت روان یا پزشک اطفال میتواند مسیر روشنتری پیش روی خانواده بگذارد.
پس دفعه بعد که احساس کردید خانهتان شبیه به یک میدان انرژی بیپایان شده، به یاد داشته باشید که با کمی ساختار، صبر و ابزارهای درست، میشود این انرژی سرکش را به مسیری سازنده هدایت کرد؛ مسیری که هم به آرامش خانواده کمک میکند و هم به رشد سالم کودک.



